پرش به محتوا

Imponderables

نکته های جالب – پرسش و پاسخ

بایگانی

دسته بندی: نکات فارسی

این نکته حاوی دومطلب است که همیشه درست نیستند و عمومیت ندارند . نخست آن که تمام خرابه های باقی مانده ، شهر نیستند . در واقع بسیاری از محل های باستانی دیگر مثل قلعه ها ، کاروان سراها ، غارهای مسکونی ، گورستان ها و معدن ها هم زیر خاک مدفون شده اند . دوم آن که تمام  شهرهای باستانی زیر خاک مدفون نیستند . باستان شناسان گاهی آثار و بقایایی را در سطح زمین و یا نزدیک به آن نیز یافته اند . با این همه پرسش همچنان جذاب است . دکتر راپ و دکتر وسولووسکی – کارشناسانی که در این مورد تحقیق کرده اند – معتقدند بیش تر خرابه ها به واسطه ترکیبی از عوامل گوناگون زیر خاک مدفون شده اند . در این جا برخی از معمول ترین آنها را ذکر می کنیم .

۱ ) خاک بادآوره که نزد باستان شناسان به خاک های بادی (Aeolian) شهرت دارند روی هم انباشته می شوند و در نتیجه اشیای باستانی را زیر خود مدفون می کنند . بسیار از خاکها ، از خاکهای آتشفشانی بادآورده گرفته تا خاک های معمولی را می توان جزو خاکهای بادی شمرد .
۲) رسوب های آب آورده روی هم انباشته می شوند و در نتیجه اشیای باستانی را زیر خود مدفون می کنند . بارانی که رسوبات را از نقاط بلند به نقاط پست می آورد ، عامل این عمل است . اما گل و شنی که آبهای جاری به همراه می آورند – همانند گل و لایی که در خلال جاری شدن سیل ها جمع می شود – می تواند روستایی را تقریباً مدفون کند ، آب ، آن چه را از نظر فنی رسوبات بادی می نامند ، جمع آوری می کند و به پایین دست انتقال می دهد .
۳) حوادث مصیبت بار طبیعی نیز مسبب مدفون شدن ناگهانی یک محل می شوند ؛ هرچند این گونه مدفون شدن ها بسیار نادرند .
دکتر راپ می افزاید : در چنین شرایطی محل مورد نظر یا باید فاقد فرسایش باشد یا دست کم لازم است فرسایش آن کندتر از ته نشین گل و لای باشد .
حتی هنگامی که فاجعه ای رخ می دهد و شهری مدفون می شود ، ممکن است عوامل مختلفی در آن دخیل باشند . دکتر وسولووسکی یادآوری می کند که گرچه شهرهای بمبئی و هرکولانیوم در سال۷۹ بعد از میلاد بر اثر آتشفشان کوه وزو از بین رفتند ، اما در واقع یکی زیر گدازه های آتشفشانی و دیگری زیر خاکسترهای آتشفشانی مدفون شدند .
۴) ساخته های دست بشر نیز فرو می ریزند و به مدفون شدن شهر ها کمک می کنند . این فرو ریختگی و ویرانی گاهی همانند ویرانی ناشی از سیل ، زلزله و آتش سوزی تصادفی و گاهی مانند ویرانی ناشی از بمباران و تخریب ها عمدی است .
گویی انسان نمی تواند رد پای فعالیت های خود را پنهان کند . دکتر راپ می گوید : حتی شهرهای جوانی مثل نیویورک نیز حجم قابل توجهی از چنین آثار و بقایایی را روی هم انباشته است . نیویورک اولیه اکنون چندین پا زیر سطح کنونی این شهر مدفون شده است .
۵) گاه تمدن های باستانی به دست خود مدفون می شدند .
نمونه دکتر وسولووسکی : در اوایل قرن چهارم ، هنگامی که کنستانتین تصمیم گرفت <الد سینت پیتر> را بر کناره واتیکان هیل بنا کند مهندسین او مجبور شدند بخشی از شیب آنجا را خاک برداری کنند و خاک آن را در گورستان رو می ها بریزند تا سکوی بنای کاخ پادشاهی آماده شود . بدین ترتیب بخش پایین تر گورستان محفوظ ماند . در قرن شانزدهم ، هنگام ساختن کلیسای کنونی ، الدپیتر ویران شد و بخش هایی از کلیسای قدیمی برای پر کردن نواحی پست منطقه به کار گرفته شد .
نمونه دکتر راپ : این پدیده به بهترین شکل در تل های شرق نزدیک دیده می شود . اغلب این ویرانه ها چندین متر ارتفاع دارند . هر تمدنی روی بقایای تمدن قبل از خود بنا شده است . خانه ها اغلب از خشت های خامی که شاید طول عمرشان به شصت سال می رسید ، ساخته می شدند . وقتی این خانه ها فرو می ریختند ، فقط خاک به اطراف پخش می شد . در مدت دو یا سه هزار سال این تپه های بزرگ مسکونی (تل ها) به ارتفاعات بلندی بدل شدند و اکنون از دشت های اطراف خود بلندتر شده اند . هر لایه آنها نیز حاوی بقایای باستانی دوره خود است .

باران همان آب است . رنگ آب نیز
روشن است . ابرهای باران زا مملو از آب هستند و از این رو ظاهراً رنگ آن ها نیز
باید روشن باشد . منطقی ساده اما نادرست!

بدون شک درون ابرها همیشه ذرات آب وجود دارد . اگر این ذرات ریز باشند نور را
منعکس می کنند و سفید رنگ دیده می شوند اما وقتی ذرات آب به اندازه ای بزرگ شوند
که قطره های باران زا می سازند ، نور را جذب می کنند و آنگاه به نظر ما که در زیر
آن ها قرار داریم تیره رنگ می آیند!

تقریبا تمام موجودات زنده قند را به راحتی گوارش می کنند. اما چرا مواد قندی موجود در خانه ، نظیر قند حبّه یا شکر، همانند آرد یا مواد غذایی دیگر، مورد هجوم موجدات ذره بینی قرار نمی گیرد و فاسد نمی شود؟ علت آن است که درصد رطوبت قند بسیار ناچیز (چیزی حدود ۲ صدم درصد) است. بدین ترتیب، قند آب موجودات ذره بینی را که قرار است سبب فساد شوند، می گیرد. یکی از کارشناسان مطلب را این گونه شرح می دهد:” مولکول های آب ، خیلی سریع تر از آن که وارد بدن موجود ذره بینی شوند، از آن خارج می شود و موجود ذره بینی به علت عدم وجود رطوبت در بدنش، از بین می رود.” به علاوه، رطوبت بسیار اندک قند حبّه یا شکر، از به وقوع پیوستن تغییرات شیمیایی که سبب فساد می شوند، جلوگیری می کند. اگر قند در آب حل شود، تمام استدلال های فوق منتفی خواهد شد. هر چه محلول رقیق تر شود، کپک ها و قارچ های قندی رشد بیش تری خواهند داشت. حتی اگر قند چند روزی در محل بسیار مرطوبی قرار بگیرد، رطوبت کافی برای رشد عوامل فساد را به خود جذب می کند. نگه داری قند در ظرف های سر بسته و کیپ، حتی در شرایط آب و هوای مرطوب، روند جذب رطوبت را کند خواهد کرد. اگر قند در شرایطی نگه داری شود که نوسان های حرارتی و رطوبتی بر آن تاثیر نگذارد و درصد رطوبت آن همچنان دو صدم درصد باقی بماند، دوامی نامحدود خواهد داشت.

دانیل بورن – استاد دانشگاه آریزونا و کارشناس مکانیسم های صوتی- می گوید: ” فرکانس یا سطح زیر و بمی صدای هر فرد ، مستقیماً به طول و ضخامت تارهای صوتی او بستگی دارد. ”

طول متوسط تارهای صوتی ، برای هر مرد تقریباً هجده میلی متر و برای هر زن تقریباً
ده میلی متر است .

به طور طبیعی انتظار می رود که طول تارهای صوتی هر مرد یا زن بلند قد ، از طول
تارهای صوتی هر مرد یا زن کوتاه قدتر ، بیش تر باشد .

پرسش مهمی است؛ از آن پرسش هایی که فلاسفه سال های سال به آن اندیشیده اند ! خوشبختانه پرنده شناسان جواب آن را می دانند . لکه سیاه فضله ، مدفوع و ماده سفید رنگ فضله ، ادرار پرنده است .

در واقع مدفوع و ادرار پرنده همزمان و با هم از یک مجرا دفع می شوند . به علت غلیظ
شدن آرام آرام ادرار پرنده و چسبنده شدن آن ، مدفوع حیوان میان فضله قرار می گیرد
.

 

کارشناسان پزشکی هوایی معتقدند برای این ادعا که تغییرات جوی سبب باد کردن پاها در هواپیما می شود، دلیلی در دست نیست. آنان اطمینان می دهند که دلیل باد کردن پاها در هواپیما، همان دلیل باد کردن پا بر روی زمین، یعنی عدم تحرک و فعالیت است. در واقع قلب تنها عضو بدن نیست که مانند تلمبه عمل می کند؛ ماهیچه های هم چنین کاری را انجام می دهند. قدم زدن یا پیچ و تاب دادن ماهیچه های پا، به این عمل کمک می کند. شما درون هواپیما نه تنها محدودیت جنبشی دارید، بلکه پاهایتان نیز به حالت عمود بر کف قرار می گیرند. اگر مدت مدیدی بدون فعالیت عضلانی به همین حالت بنشینید، بر اثر جاذبه، خون و مایعات دیگر در پاهایتان جمع می شود. ورم پاها واقعا هیچ ارتباطی به پوشیدن یا نپوشیدن کفش – در مدتی که فعالیت نمی کنید- ندارد. اگر کفش ها را بپوشید، پاها تکیه گاهی خواهند داشت، اما گردش خون در آن ها محدود خواهد شد. در آن صورت پاها احساس تنگی جا خواهند کرد، ولی این کار مانع باد کردن آن ها نخواهد شد. اگر کفش ها را درآورید احساس راحتی بیش تری خواهید کرد، اما موقع دوباره پوشیدن آن ها دچار دردسر خواهید شد. البته بیش تر ما هنگام سفر چنین کاری نمی کنیم. جمع شدن مایعات در پا، در اتوبوس، قطار و اداره نیز اتفاق می افتد. پای بسیاری از مردم در طول روز باد می کند و به همین دلیل برخی نظر می دهند که بهترین زمان خرید کفش بعد از ضهر است. در این هنگام از روز، خیلی ها کفش هایی می خرند که اندازه ی آن ها از اندازه ی پاها به هنگام بیدار شدن از خواب، بزرگ تر است.

دماسنج سلسیوس یا سانتی گراد، هنگام تشخیص اختلاف های جزیی در دماهای معمولی، نسبت به دماسنج فارنهایت از دقت کم تری برخوردار است. به بیان بهتر، در مقیاس فارنهایت، فاصله ی نفطه ی انجماد (۳۲ درجه ی فارنهایت)و نقطه ی جوش ( ۲۱۲ درجه ی فارنهایت) ، به ۱۸۰ قسمت یا درجه تقسیم شده است؛ در حالی که در مقیاس سلسیوس، نقطه ی انجماد (۰ درجه ی سانتی گراد) و نقطه ی جوش (۱۰۰ درجه ی سانتی گراد) از نظر عددی به هم نزدیک هستند و ۱۰۰ تقسیم بندی را شامل می شوند.

((هر چه تقسیمات بیشتر باشد، دقت نیز به همان میزان افزایش می یابد.))

شلاق، هنگام فرود آمدن می تواند بیش از هزار کیلومتر در ساعت سرعت بگیرد. در واقع آنچه شنیده می شود، صدای شکسته شدن دیوار صوتی است!

 فلورانس نایتیتگل همواره لباس سفید می پوشید. رنگ سفید که
نشانه ی پاکی است، برای پرستاران رنگ مناسبی محسوب می شود، زیرا هر گونه آلودگی را
به سرعت نشان می دهد.

جراحان نیز تا سال ۱۹۱۴ میلادی لباس سفید می پوشیدند، اما
در این سال یکی از آنان متوجه شد که رنگ قرمز خون روی لباس سفید کاملاَ توی پشم می
زند. به همین دلیل او رنگ سبز اسفناجی را برای لباسش برگزید که رنگ قرمز خون را
خنثی می کرد.

در پایان جنگ جهانی دوم رنگ لباس های کارکنان اتاق های عمل
دچار دگرگونی شد و از آن پس بیشتر جراحان، رنگ شبز را برگزیدند. از سال ۱۹۶۰ به
بعد نیز استفاده از رنگ آبی متمایل به خاکستری متداول شد.

اما چرا؟ بای آن که رنگ آبی مایل به خاکستری، روی صفحه ی
تلویزیون هایی که برای آموزش فنون جراحی به دانشجویان این رشته مورد استفده قرار
می گیرد، بهتر به نمایش در می آید.

در بسیاری از مسابقه ها، از جمله مسابقه های اسب دوانی، حرکت شرکت کننده ها
خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت است. عقربه های ساعت به چه جهت در جهت کنونی می
چرخند؟

هنری فریت یکی از مشهورترین ساعت سازان آمریکا توضیح ساده ای برای این نکته
دارد. او می گوید پیش از پیدایش ساعت های امروزی، از ساعت های خورشیدی استفاده می
شد. در نیمکره ی شمالی سایه ها در جهتی می چرخند که امروزه به آن “حرکت در
جهت عقربه های ساعت” می گوییم، در واقع عقربه های ساعت برای تقلید حرکت طبیعی
خورشید ساخته شده اند. فریت، بر این اعتقاد است که اگر ساعت در نیمکره ی جنوبی
اختراع می شد، عقربه های آن بر عکسِ حرکت کنونی می چرخیدند.